تو، تویی؟

تو، تویی؟
دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۰/۲۷
    8
  • ۹۵/۱۰/۲۳
    7
  • ۹۵/۱۰/۲۲
    6
  • ۹۵/۱۰/۲۰
    5
  • ۹۵/۱۰/۱۹
    4
  • ۹۵/۱۰/۱۶
    3
  • ۹۵/۱۰/۱۵
    2
  • ۹۵/۱۰/۱۴
    1

8

     

     گفتم: چرا ساکتی؟ یه چیزی بگو.

   گفت: با بعضی از آدما میشه ساعت‌‌ها حرف زد، بدون اینکه لازم باشه لباتو وا کنی. با نگاه کردن بهشون، با زا زدن توو چشاشون، همه‌ی حرفاتو میزنی و اونم می‌شنوه؛ تو هم همینجور حرفای اونو می‌شنوی!

    گفتم: ولی تو خیلی کم با من صحبت می‌کنی!

   گفت: من با اونایی که حرفی باهاشون ندارم، صحبت می‌کنم و با اونایی که خیلی حرف دارم براشون، فقط نگاهشون می‌کنم.


  بعد از ابر 

   بابک زمانی




۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۰

7



عمری دگر بباید بعد از وفت ما را

کین عمر طی نمودیم



اندر امیدواری!




۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۱۷:۳۳

6



گاهی آدم می ماند بین بودن و نماندن .

به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی

میخواهی بمانی رفتاری می بینی که انگار باید بروی 

و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است !


سیمین دانشور




۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۹

5


      دست توی موهایت می برم
      ظریف کوچک من!
       دلم برای تو مینویسد
      کی می آیی و مرا میخوانی؟
       دلبر سالهای تنهایی من
       کی می آیی و دلم را می ستانی؟
       دست توی موهایت بردم
        توی دستم جا ماند
     توی دستم جا ماند
   



۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۰۱:۰۳

4

     

    نشسته بود

    ایستاده ام

    داشت دکمه ی پیراهنم را میدوخت

    و من به ظرافت انگشتانش مبهوت بودم!!

    

    دلم لرزید که مبادا....

    که مبادا!

    آه چقدر عاشقم





۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۵ ، ۰۰:۱۲

3

لطفاً دو سه سطر زندگی قرض بگیر

لای کلمات مرده را درز بگیر

نگذار به مردن دلم بو ببرند

این شاعر مرده را خودت فرض بگیر

 

از : جلیل صفربیگی





۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۱۸:۳۳

2


 

     سلام بر تو

  بوی  عطرت از کجا می آید؟

    پشت سرم

   موهایم را کوتاه میکنی

   چطور وابسته ات شدم

    موهایت بلند

    موهایم کوتاه

    و آواز قیچی در دست های ظریفت!





۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۱۳:۱۵

1



با آنکه دلم از غم عشقت خون است

شادی به غم توام ز غم افزون است



اندیشه کنم هرشب و گویم: یا رب

هجرانش چنین است وصالش چون است؟



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۵ ، ۱۸:۳۲